|
|
گل سرخ و گل زرد |
|
|
گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد؛ برای یک لحظه ی ناتمام قلبم از تپش افتاد. با تعجب از او پرسیدم مگر از من متنفری؟!!!!! گفت: نه ، باور کن نه... ولی چون واقعا تو را دوست دارم، نمی خواهم پس از آن که کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد زحمتی به خود هموار کنی......
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد1384ساعت 13:55 توسط نسیم
|
|
||
|
|
چيزي كه جان عشق را نجات داد |
|
|
روزي روزگاري در جزيرهاي زيبا تمام حواس زندگي مي كردند . شادي ، غم ، غرور ، عشق و ... روزي خبر رسيد كه به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت . پس همه ساكنين جزيره قايق هايشان را مرمت نموده و جزيره را ترك كردند . اما عشق مايل بود تا آخرين لحظه باقي بماند چرا كه او عاشق جزيره بود . وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت عشق از ثروت ، كه با قايقي با شكوه جزيره را ترك مي كرد كمك خواست و به او گفت : « آيا مي توانم با تو همسفر شوم ؟ » ثروت گفت : خير نمي تواني . من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم دارم و ديگر جايي براي تو و جود ندارد . پس عشق از غرور كه با يك كرجي زيبا راهي مكان امني بود كمك خواست . عشق گفت : « لطفاً كمك كن و مرا با خود ببر» غرور گفت : نمي توانم . تمام بدنت خيس و كثيف شده ، قايق مرا كثيف مي كني . غم در نزديكي عشق بود . پس عشق به او گفت : « اجازه بده تا من با تو بيايم .» غم با صداي حزن آلود گفت : آه عشق . من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم . پس عشق اين بار به سراغ شادي رفت و او را صدا زد . اما آنقدر غرق در شادي و هيجان بود كه حتي صداي عشق را نيز نشنيد . ناگهان صدايي مسن گفت : « بيا عشق . من تو را خواهم برد .» عشق آنقدر خوشحال شد ه بود كه حتي فراموش كرد نام يارش را بپرسد و سريع خود را داخل قايق او انداخت و جزيزه را ترك كرد وقتي به خشكي رسيدند پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد كه چقدر به پيرمرد بدهكار است چرا كه او جان عشق را نجات داده بود . عشق از علم پرسيد :« او كه بود ؟ » علم پاسخ داد : او زمان است .» عشق گفت :« زمان ! اما چرا به من كمك كرد ؟ » علم لبخندي خردمندانه زد و گفت :« زيرا تنها زمان قادر به درك عظمت عشق است .»
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 8:8 توسط نسیم
|
|
||
|
|
استرس |
|
|
چرا فشار روانی آسيب رسان است؟ فشار چه مثبت باشد و چه منفی، واكنشهای جسمانی ايجاد میكند. بدن هورمونها ومواد شيميايی كه كاركرد قلب، ريهها وعضلات وساير اندامها را تشديد میكنند، ترشح میكند. اين پاسخ ممكن است حالت دفاعی داشته باشد و شما را قادر كند كه مثلا از يك ماشين بی احتياط فرار كنيد. وقتی دوباره احساس ايمنی كرديد، تغييرات بدنی مذكور ناپديد میشوند. بهرحال، اگر فشار روانی برای يك دوره طولانی تداوم يابد، هورمونها نيز بطور مرتب ترشح كرده بدن شما را تحريك خواهد كرد،در نهايت اين تبادل بين روان وبدن موجب فرسايش میگردد. اگر در حال فشار روانی زياد باشم بدنم چگونه آن را به من اطلاع میدهد؟ وقتی بدنتان برای يك دوره زمانی زياد تحت فشار روانی و تحريك باشد، با استفاده از نشانههای پريشانی كه در زير میآيند به شما هشدار خواهد داد: - تنش - افزايش ضربان قلب - تحريك پذيری - بی خوابی - دردگردن يا پشت - خستگی - سردرد - ناراحتی معدهای - يبوست /تكرر ادرار - افزايش يا كاهش اشتها - افزايش مصرف مواد ( از قبيل سيگار، الكل ، كافئين وداروها ) اين علائم نشان می دهند كه شما بايد سبك زندگی و علائق فشار آلود خود را ارزيابی كنيد. فشار روانی طولانی توانايی لذت بردن شما از زندگی را مختل كرده و بيماری جسمانی و يا عاطفی ايجاد میكند. بيماريهايی كه با فشار روانی مرتبط هستند (اما ضرورتا ناشی از آن نيستند) عبارتنداز: زخم معده، اختلال روده، تحريكپذيری، فشارخون بالا،سردردهای ميگرنی و درد پشت يا گردن. اگر علايم هشدار يا بيماريهای مرتبط با فشار روانی تداوم يافتندبا يك متخصص طبی يا بهداشت روانی مشورت كنيد. همچنين با استفاده از خطوط راهنمای زير میتوانيد تا حدی بهبود يابيد. چگونه میتوانم سطح فشار روانی خود را ارزيابی كنم؟ خيلی از مردم نمیدانند كه تغييرات عاطی كوچك ناشی از فشار روانی هستند. سؤالات خود ارزيابی زير به شما كمك میكند تا نشانههای فشار روانی را در زندگی خود پيدا كنيد. - آيا آرام بودن و شوخی كردن برايتان ممكن است؟ - آيا براحتی تحريك پذير می گرديد؟ - آيا خوابيدن در شب برايتان مشكل است؟ - آيا احساس می كنيد كه مسئوليت هايتان سنگين است؟ - آيا علائم جسمانی فشار روانی را تجربه می كنيد( از قبيل معده تحريك پذير) - آيا علاقه خود به روابط اجتماعی را از دست داده ايد؟ - آيا در تمركز بر تكاليف دانشگاهی يا انجام با كفايت كارها دچار ناتوانی هستيد؟ - آيا ميل شما به مصرف سيگار يا داروها افزايش يافته است؟ اگر شما به 4 سؤال از 8 سؤال فوق جواب مثبت بدهيد، در آن صورت لازم است كه راهبردهای ذكر شده در زير را جهت مقابله با فشار روانی اضافی تان مورد استفاده قراردهيد. راهبردهای مقابلهای معمول · ورزش جسمانی فعال ـ ورزش منظم به كاهش تنش عضلانی كمك كرده واحساس · سلامتی راارتقا می دهد . تنش جسمانی ناشی از نگرانی نيز امكان دارد. توسط ورزش كاهش يابد. ماساژ نيز همين اثرات را ايجاد می كند. · محدود كردن وظايف كاری وفعاليت خارج از برنامه درسی ـ گفتن «نه»به درخواستهای افراطی كارفرما ونيز داشتن زمان استراحت میتواند فشار روانی را به حداقل برساند. · خانواده ، دوستان ، گروههای اجتماعی ـ نظامهای حمايتی دوست داشتنی به مواجهه با حوادث فشارزا كمك میكند. · تعطيلات يا « زمان بازی»ـ طرحريزی برای داشتن زمانهای فراغت كوتاه (يا تعطيلات طولانیتر ) جهت آرامش دادن به خودتان در دورههای اوج فشار روانی بسيار حائز اهميت است. · سرگرمیها ـ برای خودتان سرگرمیهايی را پيدا كنيد و تا پايان يافتن تاثيرات فشار روانی انرژی و توجه خود را به آن معطوف سازيد. · مذهب ـ عبادت میتواند تاثير آرام كننده بر بدنتان داشته باشد. · مشاوره ـ صحبت با يك مشاور برای تشخيص مشكلات توليد كننده فشار روانی و شكستن الگوهای منفی تحريك كه موجب فشار میشوند، مفيد است. · روشهای ايجاد آرامش ـ شركت در كارگاههای آموزشی اداره فشار روانی وآرم كردن تنشها، روشهای مؤثر اداره كردن فشار روانی را به شما ياد میدهد. تمرين زير خيلی ساده بوده و میتواند در شما اينجا آرامش نمايد. روزی دوبار آن را انجام دهيد، ترجيحا قبل از صبحانه و بعد از شام . رهايی از فشار روانی به طور راحت بنشينيد. چشمانتان را ببنديد. تمام عضلات خود را به صورت عميق آرام كنيد وحالت آرامش را حفظ كنيد. از طريق بينی نفس بكشيد. به موازات بيرون دادن نفس، در مورد كيفيت تنفستان فكر كنيد و واژهای (مثلا عدد يك ) را بصورت آرام برای خود تكرار كنيد. از طريق تمركز بر تكرار واژه، جلوی حواسپرتی توسط افكار مختل كننده رابگيريد. اين عمل را 10 الی 20 دقيقه ادامه دهيد. بعد از انجام تمرين مذكور، خيلی سريع بلند نشويد و با چشمان باز چند دقيقه بنشيند (منبع اینترنت)
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 14 مرداد1384ساعت 15:45 توسط نسیم
|
|
||
|
|
دوست |
|
|
دوست، واژه ای است ، واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است، دوست، نامه است ، نامه ای که از طرف خدا رسیده است. نامه ی خدا همیشه خواندنی است. توی دفتر فرشته ها ، واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست. راستی ، دلت چه قدر آرزوی واژه های تازه داشت؟! دوست گل گلت رسید واژه را کنار واژه کاشت واژه ها کتاب شد دوستت همان دعای توست. آخرش دعای تو .مستحاب شد
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 14 مرداد1384ساعت 11:43 توسط نسیم
|
|
||