تبليغاتX
شبانی که دستهای خدا را می شست
می دانم از ذکر بسیار دیشب است- که امروز تمام بیابان را بهار می بینم _ هیوا مسیح
هوالمحبوب

 

  پس راهبه اي او را گفت:

از دعا و نيايش بگو

 

و پاسخ چنين آمد:

 

به روز گاري پريشاني و نياز است روي با خدا نماييد و دست به دعا گشاييد.باشد که به هنگام بي نيازي و سر خوشي نيز دل به نيايش دهيد و ثناگوي حق شويد

که عبادت ،گستردن جان است بر بي کرانه ي هستي و آميزش انسان با اکسير حيات

به اميد فراغت و راحت است اگر که تيرگي هاي خويش به فراخي آسمان دهيد فهم به سوداي شادماني و شور بايد که سپيده دمان قلب خود فراروي نهيد.

و چون به غير گريه نتواند، آنگاه که روحتان شما را به نيايش خواند ،هم او راست که مهميز بر شما زند و همچنان راهتان کشد به سيلاب اشک حتي،و بدانجا برد که باز خنده روي نمايد و شادي راه گشايد

آن زمان که در خلوت دل نشينيد و جان به کار عبادت کنيد ،در فراز آييد و به افلاک بر شويد و آن جمله آنان بينيد که همان ساعت به دعا و نيايشند ودر آنجا ديگران هيچ نبينيد.

 

 

پس زيارتِ با شکوه خود را از اين معبدِناپيدا چنان کنيد که خلاصيِ خلسه باشد و معراجِ همدلي.

هشدار!تنها به عزم نياز اگر به معبد درون شويد،هرگز هيچ نيابيد.

و چون تنها به قصد تواضع و تسليم در شويد،پس شما را بال ندهند  بر نکشند

و حتي چون به تقاضاي خيري در آييد از براي ديگران،کالايتان نگيرند و سودايتان نپذيرند.

بدين محراب،نهاني در شدن کفايت است و خود غايت است

مرا توانِ آن نيست تا شما را بياموزم که خداوند را چگونه با کلام خويش عبادت کنيد.

که او گفتارِ کس،مگر آنگاه که خود بر لبانش جاري کند

و نيز عبادتِ کوه و جنگل و دريا را ،با شما نتوانم آموخت.

ليکن شما فرزندان در يائيد و جنگل و کوه،نغمه ي آنان در قلب خويش توانيد جست.

به سکوت مخملين شب،تنها گوش جان بگشاييد:پس صداقتِ آواز بلندش در شنويد.

که خاموش چنين مي خوانند:

((خداوندگارا!اي معناي بلند پرواز به قاموس جان!آميخته با درون ما،تنها رايِ تو اورنگ اراده است و شوق تو ،آهنگ آرزو.

به نيروي شگرف توست تا شبمان ،که از آنِ تو باشد،به روشناي پيوندد،که هم از آن تو باشد.

به خواهش هيچ،با تو دست نياز بر نکنيم،که بنياد هر نياز،نيک مي داني،هم از آن پيشتر که در دل بزايد.

نياز ما توئي و ميزان ،راي توست،تا از بي کرانِ ملکوتي خويش، مارا نصيب،چه فرمائي.))

 

کتاب پيامبر ، نوشته جبران خليل جبران

2 نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 16:22  توسط نسیم  |